باز به دنبال پریشانی ام....
با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیستدر پی ویران شدنی آنی ام
دلخوش گرمای کسی نیستمآمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سال هاتا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدمتا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمتخوبترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کندیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاستتشنه ی یک صحبت طولانی ام
ها به کجا می کشیم خوب من ؟ها نکشانی به پشیمانیم
برچسب:
نویسنده: یوسف محمدی
تاريخ: شنبه
11 تير
1401 ساعت: 17:46